به امید شرکت همه دوستان
مصوبات جلسه:
۱-مراسم در همان مکان سال پیش به عبارتی زمین مجاور سپاه برگزار شود
۲- مساحت خیمه ای که جهت مراسم برپا میکنیم ۶۰۰ متر مربع باشد
۳-در تاریخ ۵/۱۰ داربست توسط شرکت داربست فلزی قائم زده شود پیگیری این موضوع به برادر برزگری واگذار شد
۴- هماهنگی با اداره برق جهت زدن کنتور توسط برادر حیدری انجام گیرد
۵-سیستم صوت با برادر فلاح
۶-قرار شد محمد حیدری قبض دریافت کمک های مردمی را طراحی کند
۷-یک بنر جدید جهت مراسم به ابعاد ۵*۳ طراحی و چاپ گردد
۸-گرفتن پوش به مقدار لازم از خیمه سرای یزد بر عهده سعید فخری
۹- فیلمبرداری مراسم فقط در هنگام سخنرانی انجام شود و مراسم مداحی فقط ضبط شود

امشب (چهارشنبه ۲۱/۹) ساعت ۸ منزل ما برگزار میشه
از همه دوستانی که دوست دارند در این امر سهیم باشند دعوت به حضور در این جلسه میشود
منتظریم
یا علی
جشن عید سعید غدیر خم

زمان:شنبه ۸/۱۰ ساعت ۹ صبح
مکان: شهرک فجر بیده- کوچه فجر ۱۰(روبروی کوچه شهید اسماعیلی)
منزل: برادر نعیمی
برنامه جلسات هفتگی مجمع عاشقان بقیع شهرستان میبد- تا ابتدای محرم 1386
تشرف قدوم مهرآفرین شما در آستان تبین اندیشه های پاک قرآن و اهل بیت در محفل مجمع عاشقان بقیع جایگاه بوسه ملائک خواهد بود.
|
تاریخ |
میزبان |
آدرس |
|
پنج شنبه 10/8 |
محسن دهقانی |
فیروزآباد- میدان امام حسین(ع)- کوچه شهید علیرضا ملک زاده |
|
دو شنبه 14/8 شهادت امام جعفر صادق(ع) |
کانون فرهنگی حضرت رقیه(س) |
مسجد مرشدی |
|
پنج شنبه 17/8 |
علیرضا پورمحمودآبادی |
محمودآباد-خ سنتو- کوچه معلم 10 |
|
پنج شنبه 24/8 |
استاد احمدی |
شهرک شهدا- فاز چهارم |
|
پنج شنبه 1/9 جشن میلاد امام رضا (ع) |
حاج محمود دهقانی |
خ رشید الدین- کوچه شهید علمچی |
|
پنج شنبه 8/9 |
سید روح ا... آبیاری |
|
|
پنج شنبه 15/9 |
احمد فلاح |
امیرآباد- خ درویش۵۰متر بعد از سنگ فروشی عدالت |
|
پنج شنبه 22/9 |
عبد الرحیم آقایی |
علی آباد- کوچه جنب یخچال- جنب دبستان مهدی زاده |
|
پنج شنبه 29/9 |
سید محمد جلالزاده |
بلوار قاضی میرحسین-کوچه خانه معلم سابق |
|
پنج شنبه 6/10 |
سعید معتمدی |
ده آباد- خ پاسداران کوچه جنب لوله کشی مهدی |
|
شنبه 8/10 جشن عید سعید غدیر خم ساعت 9 صبح |
محمد نعیمی |
شهرک فجر بیده-کوچه فجر 10 (روبروی کوچه شهید اسماعیل زاده) |
|
پنج شنبه 13/10 |
حسین برزگری |
محمودآباد- روبروی نانوایی سنتی زیتون (منزل سابق احمد زارعی) |
* زمان شروع جلسات ساعت 7 شب می باشد.
جشن ميلاد امام حسين (ع)
زمان:جمعه 26/5/86 ساعت 8شب
مكان:ابتداي خيابان مهرجرد-كوچه روبروي نيك الكترونيك-منزل دكتر مير محمدي
سخنران :حجت الاسلام کارگر
مداح:برادر فلاح
از امروز این قالب رو میگذارم تا کم کم برای نیمه شعبان آماده بشیم
اگه شما کد مداحی یا آهنگی که مناسب میلاد حضرت مهدی باشه دارید لطفا منو راهنمایی کنید
سلام فکر میکردم به اینکه چرا دیشب که شب عید مبعث بود توی شهر ما هیچ خبری از جشن ومراسم ویژه عید مبعث نبود
از دیروز تا حالا چند نفر ازم پرسیدن که شما واسه مبعث مراسم ندارید منم با شرمندگی سرم رو پایین انداختم وگفتم نه
هر چی از دیروز تا حالا فکر میکنم که چرا.... هیچ دلیل خاصی به ذهنم نمیرسه گفتم شاید به این دلیل بوده که از اول تا حالا هیچ کدوم از هیئات مذهبی واسه مبعث جشن نگرفتند شاید........
به هر حال جواب خاص و قانع کننده ای به ذهنم نیومد
هدفم از اینکه این حرفا رو زدم این بود که شما هم یه کم به این موضوع فکر کنید
سالروز بعثت پیامبرگرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (ٌص)مبارکباد

محمد صلی الله علیه و آله در بامداد بیست و هفتم ماه رجب سیزده سال قبل از هجرت، در غار حراء با نزول جبرئیل (فرشته وحی) و تلاوت آیات ابتدای سوره علق از جانب خداوند به پیامبری مبعوث گردید.پیامبر پس از نزول وحی از حرا پاپین آمد و به سوی خانه خدیجه رهسپار شد. اولین بانویی که به محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد و رسالت او را تصدیق کرد همسرش خدیجه و اولین مرد، علی علیه السلام بود؛ چنانکه خودش در نهج البلاغه میگوید:«
در آن زمان، اسلام درخانهای نیامده بود مگر خانهی رسول خدا و خدیجه، و من سوم ایشان بودم. نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی نبوّت را استشمام می کردم. . .»
ّ
ببخشید از اینکه مدتیه فرصت نوشتن نشد
با بچه ها همه خیلی درگیر اعتکاف بودیم تازه هم از اعتکتاف دراومده وجمع جور کردیم
امروز یه جلسه بابت جشن نیمه شعبان داشتیم همه حرصمون از اونجاست که که دوباره نیمه شعبان با اون کیفیتی که چند سال گذشته شاهد بودیم اتفاق بیفته
باز همه شهر پر بشه از چیزهایی که در شان امام زمان نیست وباز دل آن حضرت ازدست ما خون بشه
طرح ها وپیشنهادات زیادی داده شد اما همه به دنبال یه طرح جامع و کامل می گردیم که بتونیم به نوعی فعالیت هایی که در شب نیمه شعبان همه به اسم جشن میلاد امام زمان در شهر اتفاق میفته جهت دهی کنیم
از همینجا عاجزانه از همه دوستان خواهش میکنم اگر طرح وپپیشنهادی دارند هرچه زودتر برامون بنویسند تا بتونیم اجرا کنیم
به امید اینکه بتونیم امسال فعالیت های محلات مختلف در نیمه شعبان را به سمت سویی هدایت کنیم که امام زمان (ع) از ما خوشنود وراضی باشند
اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنی من انصاره واعوانه
احکام اعتکاف
شرايط معتكف
:1- عقل.(از ديوانه صحيح نيست)2- ايمان ([1]) .(از غير مؤمن صحيح نيست)
3- قصد قربت.(هر گونه ريا و خود نمايي،اعتكاف را باطل مي كند)
۴- روزه داري در ايام اعتكاف.- اجازه گرفتن از كسي كه اجازه او لازم است.
نيت اعتكاف
اعتكاف،همانند ساير عبادات،بايد با نيت و قصد قربتباشد و هر گونه ريا و خود نمايي و قصد غير الهي آن را باطل مي كند.
روزه اعتكاف
1- انسان،در ايام اعتكاف بايد روزه بگيرد،بنابر اين،كسي كه نمي تواند روزه بگيرد،مانند، مسافر،مريض و زن حايض يا نفساء و كسي كه عمدا روزه نگيرد،اعتكافش صحيح نيست.
2- لازم نيست كه روزه،مخصوص به اعتكاف باشد،بلكه هر روزهاي باشد صحيح است،مثلا در ايام اعتكاف،روزه قضا يا نذري يا استيجاري ([2]) بجا آورد.
ادامه مطلب
صدای دعوت فرشتگان را.........
أَنِّي حَبِيبُ مَنْ أَحَبَّنِي( من حبيب آن کسی هستم که مرا دوست بدارد)
وَ جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِي(من همنشين کسی هستم که همنشين من باشد)
وَ مُطِيعٌ لِمَنْ أَطَاعَنِي( من مطيع آن کسی هستم که مرا اطاعت کند)
وَ يَشْتَاقُونَ إِلَيَّ وَ أَشْتَاقُ إِلَيْهِمْ (وآنها به من مشتاق و من مشتاق آنها هستم)
بیایید دعوت خداوند را اجابت کنیم
| تاریخ | میزبان | آدرس |
|
پنجشنبه 7/4/86 |
محمد نعیمی | بلوار قاضی میر حسین ، شهرک فجر بیده – کوچه فجر 16 |
|
پنجشنبه 14/4/86 |
سید محمد طباطبائی | بفروئیه ، خ ولیعصر ، کوچه بهار 1 |
|
پنجشنبه 21/4/86 |
مرتضی دشتی |
خ سلمان فارسی، چهار راه امام رضا ، کوچه حسینیه بزرگ |
|
پنج شنبه 28/4/86 |
سید مرتضی حسینی نسب | انتهای شهیدیه، کوچه شهید علی فلکیان |
| شنبه 6/5/86 لغایت دو شنبه 8/5/86 ( اعتکاف) | مسجد جامع میبد | خ امام خمینی (ره) ، مسجد جامع میبد |
| شنبه 6/5/86 میلاد حضرت علی (ع) | مسجد جامع میبد | خ امام خمینی (ره) ، مسجد جامع میبد |
| یکشنبه 7/5/86 شهادت حضرت زینب (س) | مسجد جامع میبد | خ امام خمینی (ره) ، مسجد جامع میبد |
|
پنجشنبه 18/5/86 |
مهدی بقائی | شهرک امام جعفر صادق(ع) کوچهی گلستان 15 ، پلاک 22 |
|
جمعه 26/5/86 |
سید مصطفی میرمحمدی |
خیابان مهرجرد ( روبروی نیک الکترونیک) کوچه شهید زارع منزل میر محمدی |
|
پنجشنبه 1/6/86 |
روح ا... دهقانی | خ سلمان فارسی کوچه شهید محمد رضا دهقانی ( کوچه مسجد الزهراء «س») پلاک 3 |
|
چهارشنبه 7/6/86 |
حسین بهجتی |
شهرک امام جعفر صادق(ع) ، خیابان بنیاد مسکن |
| دوشنبه 12/6/86 | اردوی مشهد مقدس |
زمان:جمعه ۲۵/۳ به مدت چهار شب
مکان :ابتدای خیابان سعیدی -کوچه جنب فروشگاه ظروف یکبار مصرف- منزل دهقانی
سخنران:حجه الاسلام توکلی(دوشب اول)-حجه الاسلام حیدریان(دو شب آخر)
مداح:برادران
برزگر - بهجتی
پيكر مطهر آيتالله العظمي فاضل لنكراني امشب به بيت معظمله منتقل و آيين عزاداري در بيت ايشان برگزار مي شود.
همچنين پيكر اين عالم رباني صبح دوشنبه در قم تشييع و در جوار كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه (س) و ديگر علماي بزرگ جهان تشيع از جمله آيتالله گلپايگاني، آيتالله خوانساري، آيتالله ميرزا هاشم آملي، آيتالله حائري و ديگر مراجع فقيد جهان تشيع به خاك سپرده ميشود.
جزئيات بيشتر درباره درگذشت آيتالله العظمي فاضل لنكراني

حاشيه هايي از مراسم سالگرد ارتحال امام (ره)
هرکاری کردم که پوستر این برنامه رو آپلود کنم نشد
بالاخره مجبور شدم همین طوری بنویسم
امروز که دارم می نویسم دوشب از برنامه گذشته
واقعادست بچه های هیئت بقیه الله وهیئت ثارالله درد نکنه که برای این برنامه بزرگ خیلی زحمت کشیدن
سخنرانان: حجج الاسلام
سید علی حسینی ................ ۱۰ الی ۱۳/۳
سید حسین مومنی ................ ۱۴ الی ۱۵/۳
سید محمد انجوی نژاد.......... ۱۶ الی ۱۸/۳
مرتضی وافی...................... ۱۹/۳ (شب آخر)
وبا مداحی برادران:
رضا بذری ...................... ۱۰/۳
حسین هوشیار ...................۱۱/۳
سید مجید بنی فاطمه............ ۱۲/۳
مهدی اکبری ......................۱۳/۳
سید محمد جوادی ............... ۱۴/۳
عباس طهماسب پور..............۱۵/۳
مجید باد کوبه .....................۱۶/۳
عباس واعظی .................... ۱۷/۳
مهدی مختاری................... ۱۸/۳
مهدی سلحشور................... ۱۹/۳
زمان : از پنجشنبه ۱۰/۳/۸۶ به مدت ۱۰شب ساعت
مکان: میبد-شهیدیه-جنب مرقد حضرت آیت الله اعرافی-
مسجد امام خمینی(ره)
- فدک و تاریخ آن
- هدف فاطمه علیهاسلام از مطالبه فدک
- گفتگوی فاطمه علیهاسلام با ابوبکر
- گفتگوی امام علی علیه السلام با عمر درباره فدک
- محاجه امام علی علیه السلام با ابوبکر درباره فدک
- نامه امیرالمؤمنین علیه السلام به دستگاه خلافت
- خشم فاطمه علیهاسلام
- عصمت فاطمه علیهاسلام
- ابوبکر و توقیف فدک
- خطبه فدک
- سخنان ابوبکر بعد از خطبه فدک
- عدم رد فدک از سوی امیرالمومنین
- سرنوشت فدک در طول تاریخ خلفا
خطبه فدک
- مقدمه
- حمد و سپاس الهی
- گواهی به وحدانیت الهی
- گواهی به رسالت محمد صلی الله علیه و آله
- اشاره به قرآن بعنوان عهد الهی
- احکام اسلام برای هدایت انسانها
- معرفی نسب خویش و علی علیه السلام با پیامبر
- نجات از گمراهی و شرک با رسالت پیامبر
- نقش علی علیه السلام در رسالت پیامبر
- غصب ولایت علی علیه السلام
- خارج شدن از راه صواب پس از رحلت پیامبر
- ذکر بینه از قرآن برای ارث
- احترام به فرزندان رسولخدا
- عمل به قرآن بعداز پیامبر
- طلب یاری از مردم
- اتمام حجت با مردم
- ابوبکر و روایت دروغ از پیامبر
- پاسخ فاطمه علیهاسلام با استناد به قرآن
- اعتراف ابوبکر به صداقت فاطمه علیهاسلام
بدینوسیله از محمد حیدری که آرم مجمع رو با حاشیه مشکی طراحی کرده تا واسه ای ایام توی وب بزارم تشکر میکنم
یاد همه سبکبالان بخیر........
پیشنهاد میکنم حتما در این ایام بازدید کنید
مرکز جهانیاطلاع رسانی ال بیت(ع)
با موضوعات زیر:
|
نگرشی بر جایگاه زن |
|
| ||||||||||||||||||||
|
|
|
| ||||||||||||||||||||
|
|
|
| ||||||||||||||||||||
|
|
|
| ||||||||||||||||||||
|
|
|
ببخشید از اینکه یه مدت بروز نشدم
راستش میخواستم با شروع فاطمیه هم قالب وبلاگ وهم آهنگش رو تغییر بدم که الحمدلله با کمک دوستان خوب شد
از روح الله هم تشکر میکنم که عکس بالای وبلاگ رو طراحی کرد
مجمع فاطمیه اول مراسم نداره چون دوستان عزیزمان درهیئت بقیه الله شهیدیه با همکاری هیئت ثارالله از شب جمعه به مدت ده شب مراسم دارند باحضور مداحان کشوری
سعی میکنم هرچه زودتر اطلاعیه اون رو توی وبلاگ بزنم
جشن میلاد حضرت زینب(س)

سه شنبه ۱/۳/۸۶ساعت ۸شب
منزل جناب آقای پورمسجدی
آدرس:جنب مسجد جامع شهرستان میبد
به امید شرکت همه شما دوستان عزیز
ثمره ازدواج مبارك علي عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام پنج فرزند به نام هاي حسن، حسين، زينب، ام كلثوم و محسن است.
بنابر آنچه كه از امام صادق عليه السلام رسيده است «محسن» كه آخرين فرزند زهرا بود، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت، در شكم مادر جان داد و به دنبال اين حادثه دردناك و صدماتي كه بر جسم فاطمه عليها السلام وارد آمد، آن حضرت بيماري شديد پيدا كرد و به شهادت رسيد.
زينب، سومين فرزند مهد ولايت است كه به احتمال قوي در سال ششم هجرت در مدينه چشم به جهان گشود.
پدر زينت
زينب، يعني زينت پدر و اين نامي است كه خداوند براي دختري انتخاب كرد ، كه با انجام رسالت خويش زينت بخش تاريخ شد و موجب افتخار و سرافرازي خاندان وحي و ولايت گشت. و اين است كه نام زينب در تاريخ كربلا كه تاريخ جاودانگي اسلام و تشيع است، به خاطر فداكاريهايش، زيبا،درخشان و جاوداني است.
مراسم نامگذاري اين درّ ولايت را در تاريخ اين گونه ميخوانيم:
نامي آسماني
هنگام ولايت زينب كبري، چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علي درخواست كرد كه نامي براي فرزندشان انتخاب كند. علي عليه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نميگيرم، صبر ميكنيم تا پيامبر از سفر برگردد. چون پيامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علي عليه السلام شنيد فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولي خداوند در باره آنان تصميم ميگيرد.
بعد از آن جبرئيل نازل شد و پيام آورد كه خداوند سلام ميرساند و ميفرمايد: نام اين دختر را زينب بگذاريد كه اين نام را در لوح محفوظ نوشتهام. آن گاه رسول خدا زينب را گرفت و بوسيد و فرمود: توصيه ميكنم كه همه اين دختر را احترام كنند، كه او مانند خديجه كبري است.
يعني همان گونه كه فداكاري هاي خديجه در پيشبرد اهداف پيامبر و اسلام بسيار ثمربخش بود، ايثار، صبر و استقامت زينب در راه خدا نيز در بقا و جاودانگي اسلام از اهميت ويژهاي برخوردار است.
با پيامبر خدا
بنابر اينكه ولادت زينب عليها السلام در سال ششم هجري باشد و تاريخ وفات پيامبر اكرم در سال يازدهم؛ زينب بيش از پنج سال با پيامبر نبوده است و اين مدت زمان، كافي است كه او از اصحاب پيامبر اسلام به شمار آيد. بر اين مبنا كساني كه شرح حال اصحاب پيامبر اسلام را نوشته اند، نام زينب را زينتبخش كتاب خود ساختهاند.
در دامان عطوفت
اين پنج سال فرصتي بود كه زينب عليها السلام از تابش نور وجود پيامبر بهره گيرد و پيامبر رحمت، او را در دامان مهر و عطوفت خود نوازش كند و از جرعههاي معرفت سيراب سازد و حديث صبر و استقامت در دفتر وجودش بنگارد. چرا كه پيامبر بر مصيبت ها و ناگواري هاي مسير زندگي زينب به خوبي واقب بود و مي دانست كه تاب تحمل اين زنجها و حوادث ناگوار را تنها روحي بلند و قلبي چون كوه و دلي سرشار از عشق به خدا خواهد داشت. گويا مصيبت و سختي، با سرنوشت زينب عجين گشته و خداوند صبر و پايداري را در او جلوهگر ساخته است تا اسوه و الگويي براي همه پويندگان راه خدا باشد.
رؤيايي دردناك
زينب مسير پرحادثه و دردناكي را كه در پيش دارد، در همان زمان كودكي در آينه رؤيا مي نگرد و براي جدش پيامبر اكرم بازگو ميكند و پيامبر خدا حوادثي را كه در انتظار اوست تعبير ميكند تا او كه دست پرورده علي و بزرگ شده دامان زهراست، خود را براي رويارويي با اين حوادث مهيا سازد. اين رؤيا را در تاريخ چنين ميخوانيم: ارتحال پيامبر خدا نزديك بود، زينب نزد پيامبر آمد و با زبان كودكانه به پيامبر چنين گفت: «اي رسول خدا! ديشب در خواب ديدم كه باد سختي وزيد كه بر اثر آن دنيا در ظلمت فرو رفت و من از شدت آن باد به اين سو و آن سو ميافتادم؛ تا اينكه به درخت بزرگي پناه بردم، ولي باد آن را ريشه كن كرد و من به زمين افتادم. دوباره به شاخه ديگري از آن درخت پناه بردم كه آن هم دوام نياورد. براي سومين مرتبه به شاخه ديگري روي آوردم، آن شاخه نيز از شدت باد در هم شكست. در آن هنگام به دو شاخه به هم پيوسته ديگر پناه بردم كه ناگاه آن دو شاخه نيز شكست و من از خواب بيدار شدم».
پيامبر با شنيدن خواب زينب، بسيار گريست و فرمود:
«درختي كه اولين بار به آن پناه بردي جدّ توست كه به زودي از دنيا ميرود. و دو شاخه بعد مادر و پدر تو هستند كه آنها هم از دنيا ميروند و آن دو شاخه به هم پيوسته دو برادرت حسن و حسين هستند كه در مصيبت آنان دنيا تاريك ميگردد».
اولين واقعه
چندي نگذشت كه گوشه اي از خواب زينب به وقوع پيوست و سايه پرمهر و عطوفت پيامبر اكرم از سر زينب كبري و مسلمين رخت بربست و او اولين پناهش را از دست داد و اين نخستين مصيبتي بود كه در كودكي روح لطيف او را آزرده ساخت. و اين تازه آغاز راه بود و او همچنان در انتظار حوادث تلخ و دردناكي است كه در پيش رو دارد.
ولي اين راست قامت هميشه تاريخ بشريت هرگز سر ذلت در برابر مصيبت ها و سختيهاي زندگي و تاريخ خم نخواهد كرد او با استواري زيبندهاي رسالت خويش را كه حفظ جاودانگي اسلام است در ميان طوفان حوادث به انجام خواهد رساند.
با مادرش فاطمه
فاطمه بعد از پدر گرامي خويش چند ماهي بيش در اين دنيا نماند. بنابراين زينب از محبتهاي مادري چون صديقه كبري بيش از چند ماهي بهره نجست.
اين دوران كوتاه چند ساله، پر است از فراز و نشيبها و خاطرههاي تلخ و شيريني كه زينب را براي ادامه حركت و مجاهدت در راه خدا و استقبال از مشكلات و مصائب زندگي آماده مي ساخت. زينب مادرش فاطمه را بعد از رحلت رسول خدا خندان و متبسم نمي ديد. فاطمه در غم از دست دادن پدري چون رسول خدا و حمايتهاي او چندان گريست كه نام او را در شمار گريه كنندگان معروف تاريخ چون آدم، يعقوب، يوسف و امام سجاد آوردهاند.
زينب در تمامي اين دوران با مادر در كنار او بود و صحنههاي مصيبتبار رحلت پيامبر خدا و اندوه بيكران مادر و ظلم و جنايت دشمنان* در حق اهلبيت پيامبر را نظاره ميكرد و همه اين ناملايمات بر قلب كوچكش فرود ميآمد و او براي خدا صبر ميكرد و پايداري در راه خدا را پيشه خود ميساخت، تا زمينهاي باشد براي تحمل مصيبتها و رنجهاي بزرگتري كه در انتظار او بود.
دفاع از حق
زينب در مجلس سخنراني مادرش فاطمه در مسجد رسول خدا در دفاع از حقوق اهلبيت و فدك حاضر بود و خطبه و سخنان مادرش را در آن مجلس به ياد داشت؛ به طوري كه خود يكي از راويان آن خطبه به شمار ميآيد.
او از مادرش آموخت كه چگونه بايد در مقابل دشمنان ايستادگي كرد و آنان را رسوا ساخت. او آماده ميشد كه با سخنان خود در بازار كوفه و كاخ ابن زياد و يزيد، ظلم و جنايت آنان را برملا سازد و از اسلام و ولايت دفاع كند.
آخرين ديدار
سرانجام زمان آخرين ديدار و وداع با مادر فرا ميرسد و تكفين مادر پايان مييابد. به دعوت پدر، فرزندان زهرا با مادر خويش وداع ميكنند و لحظاتي مادر را در آغوش ميگيرند، چنان كه فرشتگان از اين صحنه دلخراش مي گريند... بياييد گوشه اي از اين ماجراي غمافزا را از زبان اميرالمؤمنين بشنويم:
«زماني كه خواستم كفن زهرا را گره بزنم، به امكلثوم، زينب، حسن و حسينم گفتم: بياييد از مادرتان توشهاي برگيريد كه اين آغاز جدايي است و ديدار بعدي در بهشت خواهد بود.
حسن و حسين به طرف مادر آمدند؛ در حالي كه چنين ميگفتند: اندوه و حسرتي كه از فقدان جدّمان پيامبر و مادرمان فاطمه داريم هرگز خاموش نميشود. اي مادر حسن! اي مادر حسين! هنگامي كه جدّمان محمد مصطفي را ديدي سلام ما را به او برسان و بگو بعد از تو ما در دنيا يتيم شديم.
علي فرمود:
به خدا سوگند مشاهده كردم كه زهرا با ناله و اندوه با دو دست فرزندانش را گرفت و مدتي به سينه چسباند كه ناگاه هاتفي از آسمان ندا داد كه اي ابوالحسن آنان را از آغوش مادر برگير كه به خدا سوگند اين دو فرزند، ملائكه آسمان را به گريه انداختند؛...».
و بدين سان زينب مادري مهربان، مونسي عطوف و پناهي آرامبخش را در سنين كودكي از دست ميدهد كه غم هجران او بر قلب كوچكش سنگيني ميكند. ولي او كه مسئله آموز مكتب پيامبر و فاطمه و علي است لحظهاي و ذره اي در راه هدف خود ترديد نميكند و با استواري گام برميدارد و رسالتش را به انجام ميرساند.
بعد از مادر
ديگر شمع وجود مادر روشني بخش خانه علي نيست. لزوم نگهداري از فرزندان فاطمه ايجاب ميكرد كه شخصي عهده دار اين مهم شود. فاطمه اين امر مهم را در آخرين روزهاي زندگيش پيش بيني كرده بود و مادري مهربان براي فرزندانش و همسري براي علي در نظر گرفته و ازدواج با او را به علي توصيه نموده بود. اين افتخار نصيب بانوي بزرگواري به نام «امامه» شد كه به فرموده فاطمه براي فرزندانش همانند خود او بود.
زينب بعد از مادر در سايه تربيتهاي پرمهر پدري چون علي و در كنار برادراني چون حسن و حسين رشد مييابد و از همان دوران كودكي مشكلات فراوان و فشارهاي روحي بيشماري را تجربه كرده و در برابر آنها مقاومت ميكند و بدين گونه دوران كودكي را پشت سر ميگذارد.
هر چند زينب كوچكتر از حسن و حسين است، ولي از آنجا كه دختر فاطمه و دست پرورده اوست و عطر مهر مادري چون فاطمه از او تراوش ميكند، علاقه و پيوند روحي و عاطفياي كه ميان او دو برادرش وجود دارد، وصف ناشدني است. و اين ارتباط روحي تا پايان عمر استمرار مييابد و زينب لحظهاي نميتواند دوري و اندوه اين جگرگوشگان فاطمه را تاب بياورد و چنانكه خواهيم ديد تا آخرين لحظات، چون مادري مهربان به آنان عشق مي ورزد و هر و محبت نثارشان ميكند و چيزي نميتواند مانع اين پيوند و بستگي گردد.
زندگي مشترك
اينك زينب به سالهاي تشكيل زندگي مشترك نزديك شده است. او ميداند كه ازدواج براي هر زني حق طبيعي و شرعي است و روي گرداني از اين سنت، خارج شدن از آئين پيامبر اسلام است.
ولي زينب با ازدواج كه عمل به سنت پيامبر خداست، رسالت بزرگي را كه بر دوش دارد فراموش نميكند. او ميداند كه بايد در تمام صحنه ها و لحظه ها در كنار برادرش باشد. او ميداند كه به ثمر نشستن قيام حسين و شهادت عزيزانش، نيازمند آزادگي در اسارت، صبر و پايداري، و پيام رساي او به گوش تاريخ بشريت است.
از اين رو زينب در قرارداد ازدواجش شرط همراهي با برادرش حسين را قيد ميكند تا از وظيفه مهم خود باز نماند. از شخصيتي متعهد به اسلام و دوستدار اهلبيت، چون عبدالله بن جعفر كه به خواستگاري دختر علي آمده است، انتظاري جز پذيرش اين شرط نيست. به هر صورت مراسم خواستگاري پايان مييابد و عبدالله بن جعفر به افتخار همسري زينب كبري نائل ميگردد.
همسر زينب
عبدالله از فرزندان جعفر است و جعفر، فرزند ابوطالب و برادر علي و از جانبازان جبهه موته و شهيدان بزرگ اسلام است. شخصيت جعفر بن ابيطالب را كه معروف به جعفر طيار است، ميتوان از اظهار علافه و سخنان پيامبر اكرم درباره او دريافت. هنگام فتح خيبر، زماني كه جعفر از حبشه مراجعت كرد پيابمر او را آغوش گرفت و ميان ديدگانش را بوسيد و فرمود: نميدانم به خاطر كدام يك خوشحالتر باشم، به خاطر ورود جعفر يا فتح خيبر؟ و رسول خدا او را در جوار مسجد منزل دادند.
زماني كه جعفر در جبهه موته جنگيد و دو دستش قطع شد و حاضر نشد پرچم را بر زمين بيفكند، پيامبر خدا فرمودند: خداوند به جاي دو دست دو بال به جعفر عنايت كرد كه در بهشت با آنها پرواز كند و از همين روست كه او به جعفر طيار معروف شد.
عبدالله در حبشه متولد شد و اين ولادت زماني رخ داد، كه جعفر به همراه همسرش و عدهاي ديگر از مسلمانان بر اثر فشار دشمنان اسلام و به پيشنهاد پيامبر اكرم(ص) به حبشه هجرت كرده بود. عبدالله بعد از شهادت پدرش جعفر مورد محبت و علاقه پيامبر اكرم بود.
در تاريخ آمده است: هنگامي كه جعفر پدر عبدالله به شهادت رسيد، پيامبر فرمود: فرزندان جعفر را نزد من بياوريد. حضرت آنان را در آغوش عطوفت خود گرفت، بوسيد و چشمهايش پر از اشك شد. و اين گونه از عبدالله كه كودكي بيش نبود تفقد و دلجويي فرمود.
بعد از پيامبر اكرم تاريخ شاهد رشادتها و فداكاريهاي عبدالله در كنار اميرالمؤمنين(ع) بوده و او در جنگ صفين از شجاعان صحنه نبرد به شمار رفته است و جود و سخاوت او نيز در آن زمان زبانزد بوده است.
در محيط خانه
بدون شك در دورانهاي مهم تربيت انسان و شكلگيري شخصيت او دوران كودكي است. تأثير پذيري انسان از محيط و اطرافيان خود در اين دوره، به مراتب بيشتر و عميقتر از دورههاي ديگر زندگي است. اعمال، رفتار، برخوردها و به طور كلي شيوه معاشرت پدر و مادر در خانه و كيفيت ارتباط آنان با يكديگر و ديگر افراد، در روح و خلق و خوي فرزند اثري مستقيم خواهد گذاشت، روح حساس و لطيف فرزند را تحت تأثير خود قرار خواهد داد.
اصولاً پدر و مادر ميتوانند، زشتي و زيبايي رفتار وسلوك خود را در آينه شفاف و زلال كودك خود بنگرند و حركات، روحيات و خصلت هاي كودكشان را نمونهاي از روحيات و صفات خود بدانند.
به خاطر اين روح الگو خواهي و تربيت پذيري ،پيرامون تربيت كودكان و پرورش فكري، اعتقادي و اخلاقي آنان در روايات توصيه هاي فراواني شده است. تأثير اين تربيتها، به قدري است كه علي(ع) قلب كودك و مركز دريافت هاي او را همانند زمين خالي و بدون كشتي ميداند كه هر بذري را پذيراست.
بنابراين ميتوان شخصيت و آينده كودك را مرهون تربيتها و پرورشهاي عملي پدر و مادر دانست كه فرزند به صورت الگو از آنان كسب كرده است.
اما زينب، در خانه اي تربيت و رشد يافت، كه عالي ترين نمونه زندگي خانوادگي است و در طول تاريخ بشر خانوادهاي به اين بزرگي و عظمت نيامده است و نخواهد آمد. شخصيت زينب در خانه اي شكل گرفت كه نور ايمان در آن مي درخشيد و سرشار از صفا و صميميت و آكنده از معنويت و عشق به خدا بود. خانه اي كه پدري چون علي دارد و مادري چون فاطمه، پدر و مادر معصومي كه تمايلات نفساني و هوي و هوس در آنان راه نداشت و انگيزه حركتها و فعاليتهايشان فقط انجام وظيفه الهي بود. آنان جز به رضاي خدا به چيزي ديگر نمي انديشيدند و جز براي پيشرفت اسلام و نجات بشريت گام برنميداشتند.
زينب در اين محيط و تحت تربيت چنين پدر و مادري رشد مييابد و در چنين مدرسه اي معارف الهي و آداب اسلامي را فرا ميگيرد و به تربيت ديني و فضائل اخلاقي دست مييابد و به كمال ميرسد.
و بدين گونه مهمترين و اساسيترين كلاس آموزش خانهداري، شوهرداري، تربيت فرزند، اداره زندگي و به طور كلي آداب معاشرت زينب، دوراني بود كه در كنار مادرش حضور داشت و از رفتار و شيوه زندگي او الگو ميگرفت تا زماني او نيز همچون مادرش ـ كه زيباترين و خداييترين زندگي را گذراند ـ در خانه شوهر انجام وظيفه كند.
او شاهد بود كه چگونه مادرش براي ايجاد كانوني آرامبخش و انباشته از صفا و صميميت و روح و معنويت تلاش ميكرد. او اين سخن پدرش را شنيده بود كه ميفرمود: وقتي به خانه مي آمدم و به زهرا نگاه ميكردم،تمام غم و غصه هايم برطرف ميشد و او هيچ گاه مرا خشمگين نكرد.
زينب نمونه باشكوه صميميت، همدلي و همراهي را در كانون پرمهر پدر و مادر خويش مشاهده كرده بود، و لذت آن را از ياد نمي برد. او شاهد تلاشهاي مادرش در خانه بود و دستهاي تاول زده مادر و زحمتهاي خانهداري را ديده بودو اجر و پاداش كار در خانه را باور داشت.
او تعاون و همكاري در خانه را از پدر و مادرش آموخته بود و ميديد كه پدر هيزم و آب خانه را تهيه ميكرد و مادر آسيا ميكرد، خمير مي ساخت و نان مي پخت.
زينب، مهر و محبت مادر را نسبت به فرزندان از ياد نمي برد و عطوفت هاي مادر از شيرين ترين خاطرههاي او بود. او سخنراني مادرش در مسجد ـ در رفاع از كيان اسلام و ولايت ـ را فراموش نميكرد و از آن درس دينداري و حراست از دستاوردهاي جدّ بزرگوارش پيامبر اكرم را فرا ميگرفت و حمايت از دين خدا را براي خود فرض و لازم مي دانست.
و بالاخره شخصت والايي چون زينب كبري كه در كانون ولايت رشد يافته و در سايه اين تربيتها بزرگ شده است، دريايي است از معرفت و فضيلتهاي انساني و تجربه هاي اخلاقي و تربيتي كه از پدر و مادرش فرا گرفته است. او اكنون به خانه شوهر ميرود و كانون زندگي را تشكيل ميدهد و به عنوان مربي بزرگ و نمونهاي در سنگر مقدس خانه انجام وظيفه ميكند و براي اسلام فرزندان برومندي را تربيت ميكند كه نتايج درخشان آن را در آينده تاريخ زندگاني زينب ملاحظه خواهيم كرد.
در مكتب پدر
بانوي بزرگ اسلام زينب كبري حدود سي و پنج سال داشت كه پدرش علي به شهادت رسيد. او بدون ترديد از دوران حيات پدر بزرگوارش آگاهيها و بهرههاي فكري و معنوي فراواني گرفته است و خاطرات زيادي از دوران پدر دارد. خاطرات تلخ و شيريني كه هر كدام در شكلگيري شخصيت زينب و سازندگي او تأثير عميقي داشته است.
صبر و بردباري
او روزها و سالهاي مظلوميت پدر را خوب به ياد داشت و شاهد بود كه بعد از رحلت پيابمر اسلام، ولايت پدرش را كه بزرگترين شخصيت جهان اسلام بعد از پيامبر بود، ناديده گرفتند و بر جايگاهي كه پيامبر بعد از خود براي علي(ع) تعين كرده بود و كراراً آن را گوشزد ميكرد و مسلمانان را به آن توصيه ميفرمود عاصبانه تكيه زدند و حق او را ضايع ساختند. بر كرسي هوسها نشستند و خود را جانشين و خليفه پيامبر خواندند. و اميرالمؤمنين كه جز به حفظ اسلام و مصالح مسلمين نمي انديشيد همچنان صبر پيشه كردو رضايت خدا را بر هر چيز مقدم داشت و بيست و پنج سال سكوت اختيار كرد.
زينب در اين دوران، حوادث را به دقت پيگيري ميكرد و بر بينش و آگاهيهاي خود مي افزود. هواپرستي و دنيا طلبي بسياري را ميديد، دوست و دشمن را به خوبي از يكديگر تميز ميداد و شاهد كينهتوزيهاي ابوسفيانها و معاويه ها بود. دشمنان نقابداري كه در ظاهر، لباس اسلام بر تن كرده بودند و سنگ اسلام به سينه ميزدند و در باطن و حقيقت براي نابودي آن نقشه مي كشيدند و حقايق را وارونه جلوه مي دادند.
زينب، همه اين دشمنيها را ميديد و عظمت صبر پدر را درمييافت. هم او كه فرمود:
«صبرت و في العين قديً و في الحلق شجاً» شكيبايي ورزيدم همچون كسي كه خاشاك چشمش را پر كرده و استخوان راه گلويش را گرفته است.
زينب از صبر او الهام ميگرفت و درس فداكاري مي آموخت. مي آموخت كه چگونه بايد تمام مشكلات و رنجهاي راه خدا را تحمل كرد، محروميتها را پذيرا شد و مصالح فردي را فداي مصلحت اسلام كرد.
عدالت گستري
دوران بيست و پنج سال مظلوميت و سكوت سپري ميشود؛ مردم به خانه اميرالمؤمنين هجوم ميآورند و علي(ع) كه انديشه اي جز حق در او راه ندارد براي رهايي بخشيدن مردم از ظلمها، بيعدالتيها و انحرافاتي كه بعد از پيامبر اكرم دامنگير آنان شده بود، زمام حكومت را در دست ميگيرد.
پنج سال حكومت علي(ع) براي زينب بسيار آموزنده و الهام بخش بود. عدالت گستري در آن دوران چنان اوج داشت كه بسياري از كسان كه به هوس متاع دنيا، رياست، پست و مقام و ثروت اندوزي به سوي علي روي آورده بودند از دشمنان سرسخت و ستيزه جوي او شدند. آنان ظطاقت شنيدن سخني چون: «به خدا قسم آنچه از عطاياي عثمان، و آنچه بيهوده از بيت المال مسلمين به اين و آن بخشيده، بيابم به صاحبش برميگردانم؛ گرچه زناني را به آن كابين بسته يا كنيزاني را با آن خريده باشند.» را نداشتند.
آنان ديدند كه حضرت در برابر درخواست برادرش عقيل كه به خاطر فقر چيزي از گندمهاي بيتالمال ميطلبيد، آهني گداخته به بدن او نزديك كرد و در مقابل ناله برادرش عقيل، فرمود: «زنان در سوگ تو بگريند! از آهن تفتيده اي كه انساني آن را به صورت بازيچه، سرخ كرده ناله ميكني! اما مرا به سوي آتشي مي كشاني كه خداوند جبار با شعله خشم و غضبش برافروخته است! تو از اين مي نالي و من از آتش سوزان نالان نشوم؟».
قضاوت حضرت درباره دخترش ـ كه گردنبندي را از بيتالمال به امانت گرفته بود ـ كه «اگر اين امانت را از بيت المال به صورت عاريه ضمانتي نگرفته بودي نخستين زن هاشمي بودي كه دستت را به خاطر دزدي قطع ميكردم» ريشه هاي طمع را در آنان مي سوزاند.
ظلم ستيزي
دوران حكومت علي (ع) سراسر مبارزه و جنگ با دشمنان عوام فريبي بود كه ناآگاهان جامعه و دنياطلبان را آلت دست قرار مي دادند تا بهتر و بيشتر بتوانند به هوس ها و دنياطلبي هاي خود دست يابند. علي و اسلام، دشمنان خطرناك و مكار و حيلهگري چون معاويه را در برابر خود داشت؛ كه از همه چيز حتي مقدسات مردم براي پيشبرد اهداف شوم خود استفاده ميكردند. دشمنان نادان و كج فهمي چون خوارج كه در پناه پوستهاي از ديانت با علي دشمني ميكردند و جمل سواراني كه عايشه همسر پيامبر را سپر خود ساخته بودند و ... و علي كه براي عدالتگستري و ظلم ستيزي حكومت را در دست گرفته بود، جز مبارزهاي سخت، طولاني و طاقتفرسا راهي در پيش خود نمي يافت.
زينب حوادث دردناك بعد از پيامبر را مشاهده ميكرد، از آن عبرت ميگرفت و درس مي آموخت و بر بينش اجتماعي، سياسي و تاريخي خود مي افزود و افزون بر اين از شجاعت، زهد، عبادت و فضيلتهاي بيشمار پدرش الهام ميگرفت. او كه در مكتب چنين پدري درس آموخته بود، تمام آموختههاي خود را در صحنههاي بزرگي چون كربلا، كوفه، شام و... به نمايش گذارد، و با تدبير و درايت، شجاعت و شهامت، صبر و استقامت و زهد و عبادت خود را ثابت كرد كه دختر پدري است كه تمامي عمر خود را در راه خدا و رضاي او سپري كرده، با قدرت صبر پيشه ساخته، با شهامت عدالت گسترده، با شجاعت دشمنستيزي كرده و بالاخره همه چيز را فداي محبوب خويش ساخته است.
در سوگ پدر
سحرگاه نوزدهم رمضان سال ۴۰ هجري صدايي آسمان و فضاي شهر كوفه را پر كرد كه خبر از شهادت امام عدالت و راستي، در محراب عبادت ميداد. مردم و شيعيان كوفه سراسيمه خود را به امام خويش مي رسانند تا از حال او جويا شوند. زينب عليها السلام، همچون ديگر فرزندان آن حضرت از اولين افرادي بود كه خود را به بالين پدر رساند و فرق شكافتهاش را نظاره كرد.
زينب بانويي است حدود سي و پنج ساله و سرشار از عواطف و احساسات. او تعلق خاطري بس عميق با پدري دارد كه سي سال در سايه محبت هاي او آرام گرفته است. او چگونه خود را به پدر رسانده است؟ چه سخني به هنگام ديدن چهره خونين و سر شكافته پدر داشته است؟ پاسخ اين پرسشها به خوبي روشن نيست. ولي ندبه هاي جانسوز زينب و بيان درد جانگدازش بر بالين پدر كه صداي مردم بيرون از اتاق را به ناله بلند كرد، بيانگر عمق مصيبتي است كه بر جان زينب وارد شده است. حادثهاي كه دل سنگ را آب ميكند و دوستان حضرت را بيتاب، معلوم است با روح لطيف و دل پر مهر و عطوفت دختري چون زينب چه خواهد كرد.
شهادت اميرالمؤمنين و جدايي زينب از پدر بسيار سخت و گران است. او بعد از وفات جدش رسول خدا و شهادت مادرش فاطمه زهرا (س) دل به پدر بسته بود. سايه پر مهر پدر، آرام بخش روح و جان داغديده او بود. اما اكنون بايد از اين كانون محبت دل برگيرد و درد فراق پدر را بر دردهاي دلش بيفزايد. و او كه تربيت شده مكتب اين چنين پدري است و جز به رضاي خدا نمي انديشد، جز صبر بر نميگزيند.
دوران امامت امام حسن مجتبي عليه السلام
بهترين راه براي ترسيم تابلويي روشن از اوضاع مردم در زمان امام مجتبي (ع)، بررسي تحليلهايي است كه علي (ع) در باره مردم كوفه دارد؛ زيرا زعامت همان مردم بعد از علي به عهده امام مجتبي واگذار شده است. مردمي كه از نظر عقل و شعور ـ به تعبير علي (ع) ـ همانند كودكان هستند و از نظر بي تعهدي و بيوفايي آنچنانند كه علي (ع) آروز ميكند: «اي كاش آنها را نديده بودم!» و يا خواهان اين است كه ده نفر از لشكريان خود را بدهد و يك نفر از شاميان را بگيرد.
امام مجتبي با چنين مردمي و با چنان روحيههايي سر و كار داشت و طبيعي است كه كار كردن با اين مردم و مبارزه با دشمن به وسيله اين جمعيت، بي فايده است و بدانجا مي انجامد كه سجاده از زير پاي امام ميكشند، به ايشان اهانت ميكنند و حضرت را مجروح ميسازند.
زينب در روزگار برادرش امام مجتبي همانند روزگار مظلوميت پدرش، شاهد بي وفايي مردم و توطئههاي حساب شده دشمنان و تبليغات گسترده و دقيق معاويه و در نهايت تنها ماندن و مظلوميت برادرش امام مجتبي است. او جامعه و زمان خود را به خوبي ميشناسد و ميداند كه ايستادگي در برابر ظلم و قيام عليه ظالم علاوه بر رهبري انساني كامل و عبدي صالح به عنوان امام معصوم نيازمند امتي با وفا و گوش به فرمان است.
او به خوبي دريافت كه مدعيان پيروي از اهلبيت در هنگام سختي و امتحان به سرعت رو به كاستي ميگذارند و همه ارزشهاي ديني و معنوي را به دنياي فاني مي فروشند و امام معصومي چون امام مجتبي را فداي آمال و آرزوهاي شيطاني خود ميكنند. زينب دوست و دشمن واقعي را ميشناسد و جز تسليم و انقياد و آمادگي براي اجراي منويات امامش از خود هيچ اراده و خواستي ندارد. زينب در اين مدت خود را در رنجهايي كه امام مجتبي از مردم نابكار آن زمان ميكشيد، سهيم و شريك ميدانست و شاهد خون جگر خوردن برادرش امام مجتبي (ع) بود. او شهادت مظلومانه برادر و اهانت به جنازه آن عزيز را به چشم خود ديد و چه اشكهاي غم كه از ديدگانش جاري گشت و چه داغها كه بر دل سوخته اش نهاده شد. عظمت و بزرگي اين مصيبتها، دردها، رنجها و غمها را زينب در شب عاشورا بر زبان جاري ساخت. آن هنگام كه از اشعاري كه سيدالشهدا خواند، دريافت كه مصيبت شهادت امام حسين و يارانش فرود آمده است؛ بانگ برداشت كه «واي از اين مصيبت؛ كاش مرگ زندگيم را نابود ساخته بود! امروز همانند روزي است كه مادرم فاطمه و پدرم علي و برادرم حسن از دنيا رفتند...».
باري شعار زينب در تمام اين مصائب، همان شعار سيدالشهداست كه در اوج مصيبتهاي سهمگين كربلا زير لب زمزمه كرد: «... صبرا علي قضائك، لااله سواك يا غياث المستغيثين». «خداوندا! در برابر قضا و قدر تو شكيبايم. جز تو معبودي نيست اي فريادرس دادخواهان».
خدارو شکر به همت چند تن از دوستان(اسمشون رو نمیارم که ریا نشه) واحد تربیت بدنی سرو سامان
گرفت وبعد از اردوی کوهنوردی که جمعه هفته پیش در ارتفاعات شیرکوه یزد برقرار شد(جای همه بچه هایی که نبودن خالی) برای جمعه این هفته نیز یک سانس استخر برای بچه های مجمع گرفته شده
عزیزانی که تمایل دارند استخر بیان میتونن واسه ثبت نام موقع نماز مغرب وعشاء تشریف بیارن مسجد مرشدی پیش آقای فخری یا برزگری ثبت نام کنند
توجه داشته باشید که بلیط استخر برای اعضای مجموعه 700 تومان درنظر گرفته شده در حالی که به صورت آزاد برای هر نفر 1000 تومان است

ادامه برنامه جلسات هفتگی مجمع عاشقان بقیع شهرستان میبدتا پایان بهار۸۶
تشرف قدوم مهرآفرین شما در آستان تبین اندیشههای پاک قرآن و اهلبیت در محفل مجمع عاشقان بقیع جایگاه بوسه ملائک خواهد بود
| زمان | میزبان | مکان |
|
سه شنبه ۱/۳ (جشن میلاد حضرت زینب) |
پور مسجدی | خیابان امام-خیابان مسجد جامع میبد-کوچه جنب مسجد |
|
پنج شنبه ۱۷/۳ (قرائت) |
عبدلی | شهرک شهداء-فاز ۲-کوچه شاهد ۷-پلاک ۶ |
|
پنج شنبه ۲۴/۳ (قرائت) |
علی برزگری | شهرک شهدا-فاز ۴-کوچه اول دست چپ |
|
پنج شنبه ۳۱/۳ (قرائت) |
محسن دهقانی | میدان امام حسین-کوچه شهید ملک زاده |
جای همه بچه های مجمع خالی
از محدود سفرهای زندگیم که بدون مجمع انجام میدم
امروز از نمایشگاه کتاب بازدیدکردم باوجودی که خیلی خسته شدم اما ارزش داشت
در مقایسه با نمایشگاه سال پیش نقاط قوت وضعفی وجودداشت
اما چون شاید برای اولین بار در مصلی برگزار میشد می توان ازنقاط ضعف آن چشم پوشی کرد
به هرحال به نظر من چون بزرگترین اتفاق فرهنگی که هرسال در کشور
برگزار میشه این نمایشگاست به دوستان پیشنهاد میکنم که حتما بازدید کنید
برای بازدیداز سایت نمایشگاه که میتونید از اونجا کتاب مورد نظر خودتون
رو جستجو کنید کلیک کنید

یا علی
ببخشید از اینکه مدتهاست دستی به این وبلاگ زده نشد
امیدوارم از امروز با ما باشید
برای قالب وبلاگ و آهنگی که بعد از مدتها جستجو پیداکردم حتما نظر بدهید
یا علی
التماس دعا
برنامه جلسات هفتگی مجمع عاشقان بقیع شهرستان میبد – بهار 86
تشرف قدوم مهرآفرین شما در آستان تبین اندیشههای پاک قرآن و اهلبیت در محفل مجمع عاشقان بقیع جایگاه بوسه ملائک خواهد بود .
|
تاریخ |
میزبان |
آدرس |
|
پنجشنبه 16/1/ میلاد حضرت رسول (ص) و امام صادق(ع) |
سقایی |
قلعه فیروزآباد – کوچه نانوایی بربری – جنب نانوایی |
|
پنجشنبه 23/1/ (قرائت) |
عبدالرحیم آقایی |
بلوار قاضی میر حسین ، کوچه کنار یخچال |
|
پنجشنبه 30/1/ (دعای کمیل) |
کانون جوانان بسیج |
میدان شهرداری ، کانون جوانان بسیج |
|
پنجشنبه 6/2/ (میلاد امام حسن عسکری«ع») |
مرتضی محسنزاده |
خ سلمان فارسی ـ بن بست روبروی عکاسی شادی |
|
پنجشنبه 13/2/ (قرائت) |
علی رضا زارعی |
محمودآباد، ک جنب دبستان شهید مطهری(ره) |
|
پنجشنبه 20/2/ (قرائت ) |
محمد حسن کارگر |
شهیدیه ، کوچهی روبروی مسجد چهارده معصوم «ع»، جنب مسجد فاطمیه(س) |
|
پنجشنبه 27/2/ (دعای کمیل) |
مسجد امام حسن عسکری «ع» |
بلوار قاضی میر حسین ، بلوار شهید جعفری نژاد کوی سادات |
|
پنجشنبه 1/3/ (میلاد حضرت زینب«س») |
پور مسجدی |
خیابان امام ، خیابان مسجد جامع ، ک مسجد جامع |
|
پنجشنبه 17/3/ (قرائت) |
عبدلی |
شهرک شهداء، فاز 2 ، کوچه شاهد 7 ، پلاک 6 |
|
پنجشنبه 24/3/ (قرائت ) |
علی برزگری |
شهرک شهداء ، فاز چهارم ، کوچه اول دست چپ |
|
پنجشنبه 31/3/ (قرائت) |
محسن دهقانی |
میدان امام حسین«ع»، کوچه شهید ملکزاده |
شب های سوم تا سیزدهم ساعت ۷ شب
مکان :خیابان امام خمینی(ره)-جنب سپاه سابق
سخنران:حجه الاسلام مرتضی دهقانی(۵شب اول)
وحجه الاسلام صداقت (۵شب دوم)
مداح: برادران
مختاری-فلاح
با اینکه خیلی این روزا سر همه بچه ها شلوغ و خودم نیز خیلی کار داشتم ولی چون علیرضا زنگ زذ و گفت اطلاعیه مراسم واسه وبلاگ بزن یه نیم ساعت وقت گذاشتم تا ...
البته میتونید جهت مشاهده گزارش مراسم-عکس هاو... به این وبلاگ جدید مراجعه کنید
اسمش رو گذاشتم خیمه تا اینکه هم راحت بشه یاد گرفت تا بشه روی اون تبلیغات کردهم واسه اینکه چون بچه ها زحمت کشیدن واسه محرم خیمه زدن منم یه خیمه تو اینترنت زده باشم

با سلام وتبریک به مناسبت میلاد خجسته اما رضا (ع) الحمدالله امشب جشن خوبی داشتیم جای همه دوستانی که حضور نداشتند خالی بود با وجودی که فکر میکردم آقا رضا رفته کازرون یه وقت دیدم سروکلش پیدا شد
ما ازقبل دوتا از بچه های پادگان رو دعوت کرده بودیم که خیلی هم خوب مداحی کردن آخر مراسم هم آقا رضا فقط از امام زمان خوند وبعد هم دعا کرد
راستش یادم نبود اینو بگم که اول مراسم هم حسین بهجتی خیلی قشنگ خوند من که خیلی حال کردم
خلاصه برای اون دسته از دوستانی که میخوان عکس های مراسم رو ببینن قول میدم که تا فردا عکس ها رو بریزم رو وب

یاعلی
التماس دعا
برنامه جلسات هفتگی مجمع عاشقان بقیع شهرستان میبد – تا ابتدای محرم 1385
تشرف قدوم مهرآفرین شما در آستان تبین اندیشههای پاک قرآن و اهلبیت در محفل مجمع عاشقان بقیع جایگاه بوسه ملائک خواهد بود .
|
تاریخ |
میزبان |
آدرس |
|
پنجشنبه 11/8/ |
ابوالفضل فیاضی |
بارجین – خ شهید مؤذن – کوچه باغستان |
|
پنجشنبه 18/8/ |
استاد احمدی |
شهرک شهدا- فاز چهارم |
|
پنجشنبه 25/8/ شهادت امام جعفر صادق (ع) |
کانون فرهنگی حضرت رقیه(س) |
مکان : مسجد مرشدی |
|
پنجشنبه 2/9/ |
علیرضا پور محمودآبادی |
محمودآباد – خ سنتو – کوچه معلم 10 |
|
پنجشنبه 9/9/ |
عبدالرحیم آقایی |
علی آباد – کوچه جنب یخچال – جنب دبستان مهدی زاده |
|
شنبه 11/9/ جشن میلاد امام رضا (ع) |
انجمن اسلامی دانش آموزی |
فیروزآباد-بلوار شهدا-جنب راهنمایی شهید بهشتی |
|
پنجشنبه 16/9/ |
داوود فیاضی |
بارجین – خ شهید مؤذن – کوچه باغستان |
|
پنجشنبه 23/9/ |
احمد فلاح |
خ امام (ره)- جنب سه راه درویشی – کوچه نوبهار 12 |
|
پنجشنبه 30/9/ شهادت امام جواد (ع) |
علیرضا برزگری |
شهرک شهداء - ابتدای فاز چهارم |
|
پنجشنبه 7/10 / |
ابوذر دهقانی |
فیروزآباد – بلوار شهداء – کوی شهید علیرضا دهقانی |
|
پنجشنبه 14/10 / جشن میلاد امام هادی |
سید محمد جلالزاده |
بلوار قاضیمیر حسین ، کوچه خانه معلم سابق |
|
دوشنبه 18/10/(ساعت 9:30صبح) جشن عید سعید غدیر خم |
نعیمی |
شهرک فجر بیده –کوچه فجر 10(روبروی کوچه شهید اسماعیل زاده) |
|
پنج شنبه 21/10/ |
زرافشان |
شهرک شهداء – فاز چهارم |
|
پنج شنبه 28/10/ |
احمد زارعی |
محمودآباد – خ نواب صفوی (رودخانه) – بعد از اداره بهزیستی |
- زمان شروع جلسات هفتگی ساعت 7 شب میباشد
به هر حال خواستم به اطلاع همه دوستان برسونم که بعد از مدت ها و با تلاش همه بچه ها دفتر مجمع راه اندازی شد و با برنامه ریزی انجام شده هر شب از ساعت ۶:۳۰ الی ۸ شب باز میباشد
نشانی :خیابان امام-بعد از|پارک فلسطین -روبروی لوازم التحریر حسابی-طبقه فوقانی پارچه فروشی رحیمدل
تلفن۷۷۲۰۲۵۷
به نفرات برتر جوایز نفیسی اهدا میشود

اگه زنده باشم یه شب براتون میخونم خداحافظ ماه رمضون
نکنه سی شب بیام خدا بازم تو منو نبخشی)
این حرف های آقا رضا بود که دیشب یه جور دیگه اشک ما رو در آورد
جای همه بچه هایی که تو میبد نیستن تا از این مجلس با حال استفاده کنن خالی

ابو حمزه ثمالی
هر شب ساعت ۹الی ۱۰
مداح:برادر مختاری
سخنرانان:حجه الاسلام توکلی(ده شب اول)
حجه الاسلام زارع زاده(ده شب دوم)
حجه الاسلام دهقانی(ده شب سوم)
مکان:مسجد مرشدی
برنامه قرائت قرآن ماه مبارک رمضان 1427 هـ ق
مجمع عاشقان بقیع شهرستان میبد
|
ایام ماه مبارک رمضان |
تاریخ |
میزبان |
آدرس : |
|
شب اول |
یکشنبه 2/7/ |
محمد علی زرافشان |
شهرک شهداء ،فاز چهارم |
|
شب دوم |
دوشنبه 3/7/ |
استاد احمدی |
شهرک شهداء ،فاز چهارم |
|
شب سوم |
سه شنبه 4/7/ |
علیرضا برزگری |
شهرک شهداء ،ابتدای فاز چهارم |
|
شب چهارم |
چهارشنبه 5/7/ |
سید مرتضی حسینی نسب |
انتهای شهیدیه،کوچه شهید علی فلکیان |
|
* شب پنجم |
پنجشنبه 6/7/ |
علیمحمد دهقانی |
خ امام کوچه جنب آتشنشانی |
|
شب ششم |
جمعه 7/7/ |
سید مهدی افخمی |
محمودآباد ، خ شاهجهان آباد ، کوجه قائم 30(امام حسین) |
|
شب هفتم |
شنبه 8/7/ |
مرتضی محسنزاده |
خ فیروزآباد – جنب میدان دوازده امام – ک روبروی عکاسی شادی |
|
شب هشتم |
یکشنبه 9/7/ |
سید سعید فخری |
خ فیروزآباد ، چهارراه ابوالفضلی ،ک جنب دبیرستان صادقیان |
|
شب نهم |
دوشنبه 10/7/ |
محسن دهقانی |
فیروزآباد ، میدان امام حسین (ع) ک شهید علیرضا ملکزاده |
|
شب دهم |
سه شنبه 11/7/ |
عبدالرحیم اقایی |
علی آباد ، کوچه جنب یخچال |
|
شب یازدهم |
چهارشنبه12/7/ |
سید محمد جلالزاده |
بلوارقاضی میر حسین، کوچه خانه معلم سابق |
|
* شب دوازدهم |
پنجشنبه13/7/ |
علی دهقانی |
فیروزآباد ، بلوار شهید فاضلی، ک روبروی دفتر هئیت مؤتلفه |
|
شب سیزدهم |
جمعه14/7/ |
فلاح |
خ دهآباد ، جنب اداره ثبت اسناد واملاک میبد |
|
شب چهاردهم |
شنبه 15/7/ |
محمدرضا رضائی |
خ پاسداران ، کوچه شهید محمد حسین زارع روبروی دبستان عفت |
|
شب پانزدهم |
یکشنبه16/7/ |
سعید معتمدی |
ده آباد – خ پاسداران ، کوچه جنب لولهکشی مهدی |
|
شب شانزدهم |
دوشنبه17/7/ |
احمد فلاح |
خ امام ، بعد از سه راه دهآباد، سمت چپ ،ک نوبهار12 |
|
شب هفدهم |
سهشنبه18/7/ |
محمد حسن خندان |
خ بنیاد شهید ، کوچه اول ، سمت چپ |
|
شب هیجدهم |
چهارشنبه19/7/ |
حمید زارعی |
خ محمودآباد ، ک جنب آرایشگاه فرهاد |
|
* شب نوزدهم |
پنجشنبه20/7/ |
احمد کلانتری |
محمود آباد ، خ بهزیستی ، کوچه شهید محمود کلانتری پلاک 5 |
|
شب بیستم |
جمعه 21/7/ |
حاج محمود دهقانی |
میدان شهرداری، خ رشید الدین (خ بسیج) کوچه شهید علمچی |
|
شب بیست و یکم |
شنبه22/7/ |
امیر فلاح |
شهرک بهمنآباد |
|
شب بیست و دوم |
یکشنبه23/7/ |
یحیی پور محمودآبادی |
محمودآباد ، خیابان شاهجهانآباد ، کوچه قائم 17 |
|
* شب بیست و سوم |
دوشنبه24/7/ |
علیرضاپور محمودآبادی |
محمودآباد ، خ سنتو ، کوچه معلم 10 |
|
شب بیست و چهارم |
سهشنبه25/7/ |
اشکان بیرامی |
محمودآباد ،خیابان شاهجهانآباد ، کوچه قائم 17 |
|
شب بیست و پنجم |
چهارشنبه26/7/ |
کمیل حقپرست |
شهرک امام جعفر صادق (ع) ، بلوار استاد شهریار |
|
* شب بیست و ششم |
پنجشنبه27/7/ |
حاج حبیب برزگری |
شهرک شهداء ابتدای فاز اول |
|
* شب بیست و هفتم |
جمعه 28/7/ |
محمد حیدری |
شهرک امام جعفر صادق(ع) ، بلوار استاد شهریار |
|
شب بیست و هشتم |
شنبه 29/7/ |
سید محسن امامی |
بلوار شهید جعفرینژاد ، (روبروی مهدیه میبد) ، بعد از بریدگی دوم ، ک کسری 7 |
|
شب بیست و نهم |
یکشنبه30/7/ |
دکتر میر محمدی |
خ مهرجرد (روبروی نیک الکترونیک)کوچه شهید زارع ، پلاک 8 |
ساعت شروع جلسات ساعت 5/7 شب میباشد .
* روزهایی که افطاری در منزل میزبان است شروع مراسم ساعت 5/4 میباشد .
بالاخره گردهمایی عمومی مجمع پنجشنبه گذشته و بدون هیچ مشکلی برگزار شد
الحمد لله در اجرای برنامه هیچ مشکلی پیش نیومد
سخنرانی دکتر میر محمدی خیلی عالی بودواقعا لذت بردم سخنرانی سید ناصر هم خوب بود ولی کمی طول کشید
حالا هم دو سه روز داریم دفتر مجمع رو آماده میکنیم
امروز دیگر هیچ کدام از باده های میخانه وصل مستم نمیکند و فقط برای آمدنت دست به دعا گشوده ایم
بیا که همچنان در پیچ و خم جاده های تاریک و خوفناک این دنیا به دنبال سوسوی چراغی میگردم که مرا به خانه یار راهنمایی کند
و هنوزدر خم یک پیچ مانده ایم که به کدامین راه باید رفت
بیا
بعد از یه مدت غیبت میخام بازم شروع کنم به نوشتن
امشب شب نیمه شعبان برا اولین بار تو شهرستان میبد مراسم احیای شب نیمه شعبان گذاشتیم
آقا رضا مختاری هم اومده
محمد جواد هم هستش
راستی حمید دشتی هم باز سر و کلش پیدا شده
اومیدوارم مجلس خوبی بشه
سحری هم قراره بدیم
یا علی

















