تبليغاتX
مجمع عاشقان بقیع شهرستان میبد :: تقدیم به بی بی دو عالم فاطمه زهرا (س)به اندازه ای که در توان ماست نه به اندازه قدرش
مجمع عاشقان بقیع شهرستان میبد
تقدیم به بی بی دو عالم فاطمه زهرا (س)به اندازه ای که در توان ماست نه به اندازه قدرش
میلاد حضرت زهرا (س) 

« هوالعلیم »

اولین چیزی که در زندگانی صدیقه طاهره سلام الله علیها مطرح

است ، تاریخ تولّد آن حضرت است . چه برخی مدعی اند که پنج

سال پیش از بعثت به دنیا آمده است ؟!

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط روح الله در یکشنبه 1386/04/10 و ساعت 10:42 بعد از ظهر
مولی علی(ع)  

علائم مومنان در كلام حضرت علي عليه السلام

«هَمّام» يكي از صحابه حضرت امير عليه السلام، شخصيتي پارسا، متهجّد و مجتهد بوده كه از حضرت درخواست مي‌كند، صفات «متقين» را، باز گويد و حضرت نيز با مقدماتي اجابت مي‌فرمايند. بيانات آن بزرگوار معروف است به «خطبه همّام» و در نهج البلاغه (نسخه صبحي صالح، ص303، خطبه 193) نقل شده است. روايت، ديگري در اصول كافي (1) از حضرت نقل شده كه شبيه همان خطبه است.

در اينجا منقول در اصول كافي را شرح و بسط مي‌دهيم .

امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند: هنگامي كه علي عليه السلام خطبه مي‌خواندند، همّام بلند شد و عرض كرد:

"صِفْ لَنا صِفَةَ المُؤمِنِ كَانَََّّنا نَنْظُرُ اِلَيهِ"؛ براي ما توصيف بفرماييد مومن را، مانند آن كه او را مي‌بينيم .

"فَقالَ: يَا هَمّامُ! المُؤمِنُ هُوَ الكَيِّسُ الفِطن"؛ فرمودند اي همام! مومن، زيرك و باهوش است .

برخي «كيِّس» و «فطن» را به يك معنا گرفته‌اند و فطن را تاكيد كيِّس دانسته‌اند. اما با مراجعه به كتب لغت، روشن مي‌شود ميان اين دو واژه تفاوت است. كيِّس در مقابل احمق است و به زيركي خدادادي اطلاق مي‌شود. معني روايت اين مي‌شود، كه مومن عاقل و چيز فهم است. از اين رو مي‌توان گفت كياست به ادراك كليات (عقل خدادادي)، و فطانت به هوشي كه حاصل تجربه است (ادراك جزييات) اطلاق مي‌شود. يكي از دلايل اختلاف فطانت و كياست روايتي از رسول الله صلي الله عليه و آله است كه نشان مي‌دهد فِطن تاكيد كيِّس نيست.

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: "المومن كيِّس الفِطن الحذر" (2)؛ مومن عاقل و چيز فهم و محتاط است .

در دنباله روايت علي عليه السلام فرمودند: «بشره في وجهه و حزنه في قلبه»؛ صورت مومن بشاش و باز است و حزنش در قلبش است.

در روايتي ديگر، روايت همّام به صورت تمثيلي پرداخته شده است:

"المُؤمِنُ لا يَلسَعُ مِنْ حَجَرٍ مَرَّتَين" (3)؛ مومن از روي يك سنگ دو بار نمي‌لغزد و به زمين نمي‌خورد.

متاسفانه در سابق، گاهي ساده لوحي‌ها ..........


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط روح الله در پنجشنبه 1386/03/31 و ساعت 0:51 قبل از ظهر
ویژه فتح خرمشهر  
فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد."

از بیانات رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره)

 

در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر...

فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده‌اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه‌آفرين صحنه‌هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي  متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه‌اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي‌داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت،‌ اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.

هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت‌المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي‌كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر  پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن مهاجم وارد ساخت.

كوتاه سخن اينكه عمليات بيت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري  پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ  ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي  تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

 

بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند…

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.

|+|
نوشته شده توسط روح الله در دوشنبه 1386/02/31 و ساعت 7:27 بعد از ظهر